
طمع مثل یه سایهست؛ هر چی بیشتر دنبالش بری، بزرگتر میشه. بیشتر معاملهگرها بعد از یه سود خوب فکر میکنن میتونن همیشه درست پیشبینی کنن، اما همون لحظهست که ذهنشون از کنترل خارج میشه.
مارک داگلاس میگه طمع یعنی نپذیرفتن کافی بودن. یعنی نمیتونی به سود فعلیت راضی باشی و دنبال یه کم بیشتر میگردی — همون یه کم که معمولاً همهچیو برمیگردونه.
وقتی طمع بالا میره، منطقت میره تعطیلات. چارت رو نمیبینی، فقط دنبال حس برنده بودنی؛ و اینجاست که بازار دوباره درسات رو تکرار میکنه. معاملهگر حرفهای میفهمه که سود واقعی، توی حساب بانکی نیست، توی ذهنشه. کنترل طمع یعنی بدونی کی کافیه، حتی وقتی وسوسه ادامه دادن زیاده.
تحلیل موردنظر یافت نشد!



کنترل طمع یعنی آموزش ببینی وتجربه کسب کنی الگو شناسی رو یادبگیری بعد وارد بازار و ترید بشی احساسات رو کنترل کنی و از رفتار های هیجانی که بازار های نوسانی کاذب بهت میده برای خرید و فروش پرهیز کنی و باارامش و اعتقاد به آموزش و تجربه ات و شناخت الگوی های کلاسیک ترید کنی و بدونی الگوی ها همیشه تکرار میشن این تویی که باید بدونی کجا وارد بشی و کجا خارج و این تویی که مدیریت میکنی خریدار نارنجی باشی یا خریدار سفید. این طمع نیست که بعد یه سود خوب عطش تورو برای بیشتر بردن تقویت میکنه این ناآگاهی تو از شناخت تکرار های مارکت چه در نوسانات کاذب خبری و چه در نوسانات هیجانی در صعودهای فیک و ترس جاماندن از سود مارکت و چه در ریزش های استراتژیک و ترس از دست دادن سرمایه هست که باعث میشه یه پاکپخته تمام عیارت کنه همیشه بدنبال یه راه جدید برای ترید باشی بجای اینکه بدنبال آگاهی و شناخت اصولی برمبنای درست مارکت بری عزیزم. اشکال ما اینه همیشه از افرادی ضربه میخوریم که خودشون همیشه اشتباه میکنن و یه پاک باخته هستن منتها مبانی دم دستی رو طوطی وار کپی میکنن و تز تحلیل گری برمیدارند بدون حتی شناخت از اتفاقات واقعی بازار هر صعود و نزولی رو به یه اتفاق بی ربط مرتبط میکنن درصورتی مارکت از ماه ها قبل برای کندل به کندل الگو تعریف کرده، که امان ازین دسته پرمدعا طبل توخالی❤️🙏
مچکرم از دیدگاه شما❤️